|
عاطفه : 1- حوصله ( حوشله ) 2- بی صدا فریاد کن (فریاد زیر آب من گفتم نه فریاد بی صدا) 3- محرم افتاده بود تو ماه رمضون 4- ازرائیل ( ازلائیل ) 5- یخچال(کمد) 6- وقتی آب نیست نمی تونی چیزی بشوری (وقتی آب نیست نمی تونی آب بشوری) 7- خانوم قندی ( خانوم نقدی ) 8- پایه ای ؟( مایه ای ؟) 9- 23175تومان (دوهزارو سی صدو صدو هفتادوپنج تومان ) 10- سر کلاس : استاد ( آقا استاد ) 11-دوازدهم 22 بهمنه مرضیه : 1- سوز میاد ( شوژمیاد ) 2- ساعت چنده ؟ ( شاعت شنده ) 3- بی صدا فریاد کن (فریاد بی صدا) 4- بانک ( دانک ) 5- پسر عمه ی فاطمه پسرخاله ی مهدیه است (پسر عمه ی فاطمه دختر عموی مهدیه است) 6- جواب مسابقه ( جواب متابقه ) 7- صندلی 21 کدومه ؟ ( 21 چنده ) 8- استاد بحث اون هفته خوب بود ( استاد بست اون هفته خوب بود ) 9- هیچی (هِی چی ) 10-بلوار عاملی ( بلوار آلمی ) 11-جای ریکا مایع دست شویی داده دست لیلا ( مایع دست شویی داده دست ریکا ) 12-یک عمره ( دو عمره ) 13-دارم بولوتوث بازی می کنم ( دارم اتوبوس بازی می کنم ) 14-میس کال(میس) میزنه ( مس میزنه ) ریحانه : 1- کمپوت گیلاس ( کمپوت گولوس ) 2- بخش خصوصی ( بشخ خصوصی ) 3- یک دانش آموز خوب ( یک شاگرد آموز خوب ) 4- مثل کبک سروشو کرده تو برف ( مثل برف سرشو کرده تو کبک ) 5- لوله ای پر پیچ و خم ( لوله ای پیر پورچو خم ) نفیسه : 1- 8 شب ( 8 سب ) 2- فدای سر نفیسه ( فدای سر وفیسه ) 3- آب و گذاشتم جوش بیاد برا چایی ( آب و گذاشتم رو چایی ) 4- چقدر هم که آب هست تو وُلوُ ( به لحجه اصفهانی : چی چی آب هست تو ول ول ) 5- به خدا ( به قدا ) فاطمه : 1- وسایلمو بذارم تو پلاستیک ساک نیارم ( ساکو بذارم تو پلاستیک ساک نیارم ) 2- برای طبخ شیر برنج : وقتی برنج دم اومد شیر رو بریز تو ش ( وقتی شیر دم اومد برنج رو بریز توش ) 3- حالا بذار بریم می خوریم ( حالا بذار بخوریم می خوریم ) لیلا : 1- قربونت برم ( قربونت بشم ) 2- تو دو روز ( تو دِ روز ) 3- یکی دو جلسه ( یکی جو دلسه ) فول عملی : حنانه : برای دم انداختن برنج اول در قابلمه رو گذاشت بعد در نمی رو گذاشت رو در
ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 3:5 توسط مرضیه |
|
|
به نام او ... سلام ساعت 34 دقیقه ی روز شنبه 5 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و شش صبح ساعت 9 بلیت داریم باز هم مسافر این سفر که سال ها روی خط خاطرات من خواهد بود . گرفته ام دلم گرفته مثل سکوت یک شب بیدار مصلوب می شوم وقتی که راز های شب از عمق پهنه ی بی خواب شب تا عمق چشم های عمود من نفوذ می کند و طلاقی آرزوی براوده شده ام با احتزاز حزن در شب های بی داری سفر مرا به عمق سیاه چاله ی تباه نگاهم رهنمون می سازد دلم گرفته دلم هنوز هم میان این شب بی دار دلم به سوسوی رنگین نور های بی شعاع نگاه می کند ادامه مطلب |
|
لینک ثابت|
شنبه ششم بهمن 1386ساعت 1:10 توسط مرضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو طراح قالب |
هم اتاقی ...
من ، عاطفه ، نفیسه ، فاطمه ، ریحانه و مهدیه هم اتاقی هستیم لیلا هم از اتاق 4 به ما اضافه میشه این وب برای نوشتن خاطرات دست نوشته های ادبی من ، فول ها و شعر های معمولانه ی ما چند نفره شاید اگه باز دلم گرفت اینجا پناه خاطرات بی سر من باشد . ما حرفی کوچکیم ، هجایی تنها ، تکواژهای در سفرنامه ای حجیم و پر ماجرا . ما در آوازی غرقیم و ، مانند حباب های کوچک که هنوز در دریا مانده اند می درخشیم . خوشبختی چیست ؟ جانانه زیستن همه ی بد یختی ها . روشنایی چیست ؟ با نگاهی پر فروغ به تاریکی ها خیره شدن . همه ی ترس هایت را در دل جمع کن و تکه پاره هارا دوباره سامان بده .رستگاری یک دایره است ، این دایره را ببند . نیکوس کازانتزاکیس . |
|
بهمن 1386 |
|
منتظران مهدی(عج) عاشق بی معشوق(مسیح) چشم های زیبای آهو deltarap( امین ) دردهای یک پسر تنها تک پسر::قالب ساز |
![]() |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها: |
|
RSS
|